نسخه قابل چاپ

کد خبر:

395005

تاریخ مخابره:

1396/08/15

اندازه متن

نائب رئیس سابق مجلس سوریه در گفت‌وگو با «حوزه»:

اهل سازش با صهیونیست‌ها نیستیم/ حکام عرب با واهمه راهی کاخ سفید می‌شوند

نائب رئیس سابق مجلس سوریه گفت: کشورهای عربی باید از رابطه مثال زدنی و ایمانی میان ایران و سوریه الگو بگیرند و ببینند مسلمانان ایران و سوریه چگونه با هم به یک قدرت شکست ناپذیر در منطقه تبدیل شده‌اند.

400-IMG13102348_-_Copy_317031.jpg

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری حوزه، شیخ عبدالسلام راجح نائب رئیس دانشگاه الشام در گفت‌وگو با حوزه به بیان دیدگاه های خود درباره رابطه میان کشورهای اسلامی، رابطه میان ایران و سایر کشورهای عربی منطقه، تحولات سوریه و عوامل وحدت مسلمانان بیان کرد. ترجمه متن گفت‌وگو بدین شرح است:
سئوال: هدف شما از سفر به ایران چیست؟
هدف این سفر به ایران، هدفی بلند و عظیم است به عنوان صله رحم میان مسلمانان و فرزندات یک امت، زیرا مسلمانان همه از یک رحم هستند و یک مسلمانان باید با برادران دینی خود ارتباط داشته باشد و این معنای سخن خداوند متعال است که فرمود: «اى مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد! همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد؛ و همسر او را (نيز) از جنس او خلق كرد؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت. و از خدايى بپرهيزيد كه (همگى به عظمت او معترفيد؛ و) هنگامى كه چيزى از يكديگر مى‏خواهيد، نام او را مى‏بريد! (و نيز) (از قطع رابطه با) خويشاوندان خود، پرهيز كنيد! زيرا خداوند، مراقب شماست‏». (نساء، 1).
تعبیر ارحام در آیه فوق به معنای ارحام جهانی و انسانی است، ارحامی که در درجه اول اسلامی است و علت سفر من به ایران نیز دعوتی است که از جانب ایران از بنده به عمل آمده است تا به این کشور خوب بیایم و از نزدیک شاهد آن الگوی شایسته و مطلوبی باشم که مسلمانان باید در رابطه با هم داشته باشند و برای اینکه اختلافات و تصورات طایفه ای و مذهبی تفرقه افکن را کنار بگذاریم. پس به ایران آمدم تا با برادارن دینی خود در ایران اسلامی ملاقات کنم.

سئوال: از سوریه چه خبر و آخرین تحولات در سوریه چیست؟
اکنون در سوریه پس از هفت سال تحمل رنج و سختی از سوی دشمنان و برخی دوستان، شاهد پیروزی و تحقق وعده الهی هستیم. ما در این مدت صبر و بردباری پیشه کردیم و جان خود را تقدیم کردیم، اما وعده الهی این است که فرمود: «لأغلبن أنا ورسلی». عهد و پیمان خدا طبق این آیه قرآنی به اهل حق این است که آنها پیروز می‌شوند و از این رو مشقت های فراوان مردم سوریه به هدر نرفت و من به شما اطمینان می دهم که ما به زودی به کار داعش در سوریه پایان می دهیم و پس از آن دوران جدید سوریه با بازسازی دل ها و آبادانی کشور آغاز خواهد شد و به زودی پس از این همه صبر، پیروزی خود را به جهان اعلام می‌کنیم؛ چراکه پیروزی از ثمرات صبر و نتیجه مبارک وحدت و هم پیمانی ایران میان سوریه و ایران است، ائتلافی بزرگ که میان دو کشور مسلمان اتفاق افتاد و طرفین در آن اعتنایی به مذهب و طایفه گرایی نداشتند، زیرا این گونه جهت گیری ها در شرع ممنوع است و از این رو هنگامی که سوریه و ایران متحد شدند، یک قدرت شکست ناپذیر اسلامی تشکیل شد و روشن شد که وحدت شکست ناپذیر است و اکنون نیز این پیروزی متعلق به دو کشور ایران و سوریه و تمام آزادگان است.
تردیدی نیست ما در این راه و در این دوران جنگ، سختی ها و مشقت های فراوانی را متحمل شدیم و جوانان زیادی در این راه قربانی شدند، اما تحمل این سختی ها و تقدیم قربانی ها هزینه ای است که انسان باید برای رسیدن به پیروزی بپردازد و اکنون ما در آستانه مرحله آینده سوریه هستیم که مرحله آبادانی است.
نظر مردم سوریه درباره این بحران و جنگ هفت ساله و تجاوز دشمنان اسلام به این کشور چیست؟
مردم سوریه مردمی با فرهنگ هستند، اما به هر حال عده ای نادان و کوته‌فکر هم در آن هستند. البته در مورد قشر با فرهنگ هم باید گفت آنها دو دسته اند که یک دسته از آنها آگاه و با بصیرت و یک دسته بی بصیرتانی هستند که آگاهی و بصیرت ایمانی و ملی ندارند و در میدان جهالت گام بر می‌دارند و در مقابل برخی نیز اهل فرهنگ هستند و فرهنگ خود را در راه خدمت به کشور و ارزش ها و حفظ جان و مال و ناموس انسانها به کار می گیرند.
به هر حال مردم سوریه مردمی با فرهنگ هستند و این فرهنگ باعث شد آنها در این امتحان که برای ما پیش آمد سربلند باشند. وما در دوره هفت ساله جنگ توانستیم به عیوب و نقص هایی در کشور خود پی ببریم که این عیوب در سایه بحران برای ما روشن شد و فهمیدیم چه کسانی به این سرزمین وفادار هستند و چه کسانی سوریه را به خاطر منافع شخصی خود دوست دارند.
* بیشتر مردم بر این باور بوده و هستند که سوریه برحق است
اما با وجود افراد نادان در میان مردم، بازهم باید گفت بیشتر مردم بر این باور بوده و هستند که سوریه برحق است و در راه حق گام بر می دارد و چیزی که ما از آن دفاع می‌کنیم مورد تایید تمام ادیان آسمانی و حتی غیر آسمانی است و مردم سوریه بر اساس این باور خود پا به میدان دفاع از کشور خود گذاشتند چون خود را بر حق می‌دانند.
سؤال شما در مورد نظر مردم سوریه سؤال مهمی است و در پاسخ به آن باید گفت مردم سوریه چه با فرهنگ و چه گروه نادان توانستند در این مرحله مفهومی مهم را تولید کنند و به نمایش بگذارند.
گروه با فرهنگ سوریه در فهم دشواری های این مرحله مشکل چندانی نداشتند، اماگروه دوم از عوام مردم یا افراد فریب خورده و یا افرادی بودند که فکر آنها از فهم شرایط  ناتوان بود و آنها اکنون می گویند کاش در دامی که بر سر راه ما قرار داشت نمی‌افتادیم، زیرا اکنون به واقعیت پی برده ایم و می‌توانیم آن را درک کنیم و بدانیم چه بلایی بر سر ما آمده است.
اهالی فرهنگ سوریه که من نیز از آنها هستم از همان روز اول می گفتند که ای مردم مراقب و هوشیار باشید، زیرا برخی قصد دارند شما و کشور ما و ثروت های سوریه را چپاول کنند. در آن روزها بسیاری از افراد و شخصیت ها چنین هشداری می دادند و گروه دوم که در مقابل اینها بودند تعدادشان اندک بود و آن گونه که رسانه های بیگانه غربی ادعا می‌کنند تعداد آنها زیاد نبود و نیست، زیرا بسیاری از مردم سوریه وفادار به کشورخود هستند و همچنان در سوریه به سر می برند، اما برخی افراد که فریب خوردند یا از درک حقیقت فتنه ناتوان هستند، اکنون آرزو می کنند کاش این گونه فکر نمی کردیم وکشور خود را ترک نمی کردیم و کسانی هم که به خارج رفته اند به دنبال راهی برای بازگشت هستند و من اکنون به عنوان یک شهروند معمولی به آنها می‌گویم آغوش کشور همیشه به روی فرزندان خود باز است.
سئوال: به نظر شما عامل اصلی دشمنی و جنگ علیه سوریه چیست؟
جنگ و دشمنی با سوریه یک دشمنی است که ابعاد قدیمی و جدید دارد، اما ریشه این دشمنی در آن است که سوریه هیچ‌گاه سر تسلیم و سازی در برابر اردوگاه غرب و آمریکا فرو نیاورده است و ما در زمان حافظ اسد رئیس جمهور سابق سوریه شاهد این موضع گیری سوریه بودیم.
ما موضع خود را تغییر ندادیم و همواره اعلام کردیم که فلسطین مسئله اصلی ما است و اکنون پس از هفت سال جنگ نیز وضع ما همان است که بود و فلسطین همچنان مسئله اصلی ما است و شاید آنها می خواهند با این جنگ ما را از مسئله اصلی خود و قدس باز بدارند. آنها می خواهند با این جنگ مانع دوستی ما و ایران بشوند و شما می دانید که در گذشته کالین پاول وزیر امور خارجه وقت آمریکا به بشار اسد پیشنهاد داد ما درهای دنیا را به روی شما باز می کنیم و هرچه می خواهید در اختیارتان قرار می دهیم و در مقابل، شما باید از هم پیمانی با ایران و حزب الله و گروه های فلسطینی دست بردارید و در اینجا میان دو پرانتر باید بگویم که حمایت ما از گروه های فلسطینی به این خاطر است که آنها بر حق هستند و جنگ غزه گواه است که پیروزی فلسطین به خاطر حمایت سوریه و ایران و ایستادگی و مقاومت ما در برابر استکبار جهانی بود.
* شرایط کنونی منطقه پایدار نیست و آمریکا و غربی ها می دانند یاوری ندارند
ما یا اینکه باید با عزت و کرامت و عزت نفس در عرصه حاضر باشیم و یا این که اصلا نباشیم. برخی گمان می کنند که اینها شعار و آرمان گرایی است، اما این گونه نیست و این یک واقعیت است که ما باید این گونه در میدان باشیم و ثابت کنیم که دارای رسالتی جهانی در برپایی عدالت و یاری مظلومان و حمایت از آزادی خواهان هستیم و هیچ گاه به دنبال سیاست های منفعت طلبانه برخی کشورهای عربی راه نیفتیم، زیرا ما بر این باوریم و می دانیم که شرایط کنونی منطقه پایدار نیست و آمریکا و غربی ها می دانند یاوری ندارند و کسی آنها را دوست ندارد و به همین خاطر سوریه بر اساس این مبنا به پیش می رود، اما متاسفانه تمام کشورهای عربی از جمله تشکیلات خودگردان فلسطین به دنبال عادی سازی روابط خود با رژیم صهیونیستی و سازش هستند و از ما هم انتظار دارند تمین کار را بکنیم. اما ما اهل سازش با صهیونیست ها نیستیم زیرا صهیونیست ها هیچ گاه مورد اعتماد ما نبوده اند و زمانی که ما این راه را برای خود انتخاب کردیم جنگ علیه سوریه رقم خورد. اما از آنجا که روزگار و شرایط زمان اجازه نمی داد آمریکا به صورت مستقیم وارد سوریه شود اطلاعات آمریکا تصمیم گرفت جنگ علیه سوریه را از راه دیگری پیگیری کند و گروه های تروریست را به جان ما بیندازد؛ گروه هایی که متاسفانه پرچم اسلام را نیز در دست دارند و از حمایت کامل آمریکا نیز برخوردار شدند. آنها داعش را به جهان عرب فرستادند تا به صورت های مختلف در منطقه حضور داشته باشند و جوانان نادان و فقیر منطقه نیز به آنها جذب شدند و تمام این جوانان به نام اسلام فریب خوردند در حالی که اسلام از آنها و کردار آنها بیزار است.

سئوال: مهم ترین بحران های پیش روی جهان اسلام چیست؟
بزرگ ترین بحران و آفت پیش روی جهان اسلام آفت جهل و نادانی است و بزرگ ترین جهالتی که امت اسلامی از آن رنج می برند این است که نسبت به خودشان و جایی که در آن هستند نادان هستند و نمی دانند به کدام سمت می روند و برنامه ای پیش روی خود ندارند. اگر من بخواهم پیش شما بیایم و در راه گم شوم و با شما تماس بگیرم و بگویم گم شده ام، اولین سؤالی که شما از من می پرسید این است که الان کجا هستی؟ و مشکل این است که من نمی دانم کجا هستم، پس چگونه به شما برسم؟
آفت امت اسلام این است که نمی داند خداوند متعال مسیر آنها را مشخص کرده و به آنها گفته که باشد کجا باشند، اما آنها توانایی انجام وظیفه خود را ندارند و این بزرگ ترین  آفت جهان اسلام است.
آیا امت اسلام می داند که خداوند به آنها فرموده واعتصوا بحبل الله؟
آیا می داند که خداوند متعال به آنها فرموده با هم نزاع نکنید که در این صورت شکست می خورید و آبروی شما می رود؟
و چه بی آبرویی می تواند بدتر از وضعیت کنونی ما باشد که دچار تجزیه و تشتت و دو دستگی شده ایم و تازه همه هم خوشحال و راضی هستند.
نظر شخصی من این است که ای عربها بیایید ببینید ما چه رابطه ایمانی باایران برقرار کرده ایم و از آن الگو بگیرید و البته من در اینجا در مقام تعارف نیستم چون نیازی به این کار ندارم  و چیزی که می گویم عین واقعیت است. سخن من با کشورهای عربی این است که بیایید به رابطه مثال زدنی و ایمانی میان ایران و سوریه بنگرید و ببینید مسلمانان ایران و سوریه چگونه با هم ارتباط دارند و به یک قدرت شکست ناپذیر در منطقه تبدیل شده اند. این قدرتی است که در سوریه به آن می بالیم و در کنار ایران دنیا را به چالش می کشیم و آمریکا را با آن همه قدرتی که ادعا می کند به زانو در آورده ایم. ما رژیم صهیونیستی را نیز با تمام حمایت هایی که از آمریکا دریافت می کند به چالش کشیده ایم.
* امروز حکام عرب با ترس و هراس و واهمه راهی کاخ سفید می شوند
ما به عرب ها می گوییم بیایید و راهی برای تفاهم با هم بیابید تا به قدرتی تبدیل شوید که دیگران به شما احترام بگذارند، اما امروز حکام عرب را می‌بینیم که ترس و هراس و واهمه راهی کاخ سفید می شوند و تلاش می کنند به گونه ای ناشناس و مخفیانه به آنجا بروند تا مسلمانی آنها را نشناسد و این دشمنان ما را جسور می کند تا به این باور برسند مسلمانان قدرتی ندارند.
این بزرگ ترین آفت مسلمانان است که از آن رنج می برند و پس از آن هم مشکلات دیگری مانند بدفهمی، دودستگی و مصرف گرایی دارند. ما امت حدید(آهن) هستیم که خداوند آهن را برای ما نازل کرد و فرمود(و آهن را نازل كرديم كه در آن نيروى شديد و منافعى براى مردم است‏). برای چه کلمه "بأس" در این آیه مقدم شده است؟ زیرا امت اسلام ابتدا باید با استفاده از آهن در برابر دشمنان قوی شود و از خود دفاع کند و در مرحله بعد از آهن برای رفاه خود استفاده کند، اما امروز شاهد این هستیم که امت حدید آهن و صنایع را وارد می کند، زیرا ما امتی مصرف‌گرا هستیم و این فرهنگ باعث شده کشورهای غربی از بالا به ما نگاه کنند.

سئوال: پیشنهاد شما برای تحقق وحدت اسلامی چیست؟
اولین عامل از عوامل وحدت این است که ما مسلمانان همدیگر را به درستی بشناسیم.
دومین عامل نیز این است که موانع موجود بر سر راه ملاقات و ارتباط همدیگر را برداریم؛ چراکه این موانع معمولا موانعی روانی و موهوم هستند. به عنوان مثال سنی می گوید ملاقات با شیعه برای من دشوار است.به او می گوییم چرا دشوار است؟ می گوید او می خواهد کاری کند من شیعه بشوم. پاسخ ما به این افراد این است که تو نیز عقل و خرد داری و ایمان داری و می دانی که این شیعه از اسباب وجود چیزی کمتر از تو ندارد تا بخواهد انسان های بیشتری را به مذهب خود جذب کند و تا عدد آنها بیشتر شود و از طرفی این شیعه نیازی ندارد که تو را به تشیع بکشاند زیرا یا می خواهد با این کار از تو پولی به دست بیاورد که این گونه نیست و یا اینکه می خواهد تعداد شیعین را بیشتر کند که این هم درست نیست و تنها چیزی که هست مسائله دلایل ایمانی است که دو طرف از آن برخوردار هستند. در این صورت باید به فرزندان خود بیاموزی که این شیعه برادر من است و دشمن نیست و اینکه ما اعتقادات مشترکی مانند کتاب و پروردگار و پیامبر و قبله داریم و هنگامی که به این مسائل توجه کردی موانع ارتباطی شما از بین می رود.
در مقابل نیز ممکن است یک شیعه نیز برای پرهیز از ملاقات با سنی گمان کند این سنی می خواهد او را از تشیع دور کند و در جامعه سنی وارد کند و پاسخ ما به این افراد این است که نکته مهم این است که این سنی به اعتقادات شیعه احترام بگذارد که این مسئله بسیار مهم است و خود یکی از عوامل وحدت است.
* احترام گذاشتن به ویژگی ها و اعتقادات طرف مقابل، از عوامل وحدت است
احترام گذاشتن به ویژگی ها و اعتقادات طرف مقابل، از عوامل وحدت است، زیرا این احترام باعث می شود من به این نتیجه برسم این شیعه اعتقاداتی دارد که منافات و تعارضی با اعتقادات من ندارد و با این که من به آن باور ندارم، اما به آن احترام می گذارم و شیعه نیز به صورت متقابل به اعتقادات من احترام می گذارد و در چنین موقعی زمینه مناسبی برای اتحاد فراهم می شود.
اما چهارمین عامل وحدت این است که برخی افراد و گروه ها که بر طبل جدایی و تفرقه و تردید می کوبند، دست از تبلیغات شک و گمان بردارند و کاری نکنند که مریدان آنها و طلاب گمان کنند باید از طرف مقابل بترسند و از او دوری کنند زیرا ما همه اهل عقل و منطق هستیم و باید بر این اساس تعامل کنیم و البته در اینجا روی سخن من با نخبگان و خواص است.
پنجمین عامل وحدت نیز از نظر من این است که نخبگان و خواص بیایند و تصویر کلیشه ای را که در طول سال ها در مورد طرف مقابل شکل گرفته از بین ببرند و تردیدی نیست که این تصور غلط و کلیشه ای باید توسط علما، مؤسسات دینی، رسانه ها از بین برود زیرا رسانه ها باید برای ترویج مفهوم امت واحد تلاش کنند و این باید سیاست کلی رسانه ها باشد نه اینکه فقط در یک برنامه محدود پیگیری شود.